۰۳:۰۵
منبع: تسنیم
دسته: استان ها
کد خبر: 24644415
سروده‌هایی به مناسبت هشتم شوال: «از بغض بقیع آسمان شاکی شد»

سروده‌هایی به مناسبت هشتم شوال: «از بغض بقیع آسمان شاکی شد»

سروده‌هایی به مناسبت هشتم شوال سالروز تخریب بقیع منتشر شد.
به اشتراک بگذارید:
- اخبار فرهنگی - به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، دردناک‌ترین حادثه تاریخی - اسلامی معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روی کار آمدن سومین حکومت وهابی عربستان مربوط می‌شود؛ سالی که وهابیون به فتوای سران خود مبنی بر اهانت و تحقیر مقدسات شیعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بیت پیامبر (ص) را مورد دومین هجوم وحشیانه خود قراردادند و بقیع را به مقبره‌ای ویران شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبدیل کردند. اشعار شاعران کشورمان به مناسبت سالروز تخریب بقیع را باهم می‌خوانیم: رضا قاسمیدر سفرهایم تو را مقصد تصور می‌کنمدر خیالم آنچه را باید تصور می‌کنمآرزوهای حرم را شعر می‌گویم؛ سپسهر چه را روی لبم آمد؛ تصور می‌کنمدر خیالات خودم مثل کبوترهای توسنگِ روی قبر را گنبد تصور می‌کنمپرچمی را سبز و رقصان روی دوشِ گنبدتهر زمان که باد می‌آید؛ تصور می‌کنمشب به شب دریای اشکِ زائرانت دیدنی‌ستزیر نور ماه، جذر و مد تصور می‌کنمدور تا دور مزارت را به جای سنگ و خاکیک حرم زیباتر از مشهد تصور می‌کنمروبروی چشمِ خیسِ خود ضریحی نقره‌کوبکوریِ چشمِ حسود و بد تصور می‌کنمشمعم و با اشک‌های روضه‌ات جان می‌دهمهق‌هقم را در حرم اَشهد تصور می‌کنممیلاد حسنیمرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شوددر حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شوداز وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیعچار آیینه کجا با هم مجاور می‌شودروزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبودبین مردم تربت این بقعه نادر می‌شودغربت این روزهایش را نبین، مثل نجفدر جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شودگوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمهمدح مولایم علی ذکر منابر می‌شودتازه از باب قبولی زیارت زائرشتا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شودیک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده‌هاچشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شودمرضیه عاطفیدلم آشفته شد از غربتِ سرشارِ بقیعباز هم ساکت و سرد است شبِ تارِ بقیعگر چه بی شمع و چراغ است و ندارد خادمشک ندارم که خدا هست نگهدارِ بقیعزائر قبرِ حسن (ع) چند کبوتر شده استدل من سوخته از این غم ِ بسیارِ بقیعغرق در خاک شده قبرِ علی بن حسین (ع) بی حرم مانده چرا حضرت تبدارِ بقیعبانیِ علم، نبینم شده بی صحن و سرااو که نامیده شده صاحبِ اسرارِ بقیعنیست این مغلطه در شأنِ امام ِ صادق (ع) پیرمردِ علوی، سید و سالارِ بقیعدور تا دور چه زنجیر کشیدند ولی؛ هیچ محدود نشد برکت و آثارِ بقیعغرق در اشک، شب جمعه به امّید ظهورمی نشینم نگران گوشۂ دیوارِ بقیع! مجتبی صمدی شهابچند وقت پیش بود که غم بی حساب شدکعبه دوباره اَبرَهه گونه خراب شداین کعبه چار قبله به محراب سینه داشتکز خاکِ کینه چهرهء آن در نقاب شدنفرین به آنکه بغض علی را بهانه کردباغِ بقیع زیر قدومش تراب شداین نسل کینه توز همان نسل کوچه‌اندکه زیر پایشان گلِ یاسے گلاب شداجدادشان به کوچه به زهرا لگد زدندوقتی که دست شیر خُدا در طناب شداُفتاده بود در روی زهرا و رد شدندطوری که استخوان تنش آسیاب شدبازوی فاطمه وسط کوچه شد دوتاوقتی غلاف واردِ این منجلاب شدطوری کشیده خورد به زهرا که بعد از آنرو از علی گرفت و میان حجاب شدمادر به پیش چشم پسر خورد بر زمینکابوس کوچه بهر حسن یک عذاب شداز بعد کوچه حوریه دیگر نفس نداشتدیگر ورق ورق همهء این کتاب شددر فکرشان عزم به نبش قبور بودصد شکر از این جنایت و غم اجتناب شدگفتم ز نبش قبر و دلم باز گُر گرفتزنده به خاطرم غم طفل رباب شدیک‌نیزه آمد و به دل خاک شد فروآرام روی نیزه دو چشمش به خواب شدپائین نیزه مضحکه شد مادر علیبالای نیزه نام علی چون شهاب شد.. مجید تالاز صفای ضریح دم نزنیدحرفی از بیرق و علم نزنیدگریه‌های بلند ممنوع استروضه که هیچ سینه هم نزنیدکربلا رفته‌ها کنار بقیعحرفی از صحن و از حرم نزنیدزائری خسته‌ام نگهبانانبه خدا زود می‌روم نزنیدزائری داد زد که نا مردانتازیانه به مادرم نزنیدغربت ما بدون خاتمه استمادر ما همیشه فاطمه استکاش درهای صحن وا بشودشوق در سینه‌ها به پا بشودکاش با دست حضرت مهدیاین حرم نیز با صفا بشودکاش با نغمۀ حسین حسیناین حرم مثل کربلا بشوددر کنار مزار ام بنینطرحی از علقمه بنا بشودپس بسازیم پنجره فولادهر قدر عقده هست وا بشودچارتا گنبد طلایی رنگچارتا مشهد الرضا بشوداین بقیعی که این چنین خاکی استرشک پروانه‌های افلاکی استدر هوایش ستاره می‌سوزدسینه با هر نظاره می‌سوزدهشت شوال آسمان لرزیددید صحن و مناره می‌سوزدبارگاه بقیع ویران شددل بی راه و چاره می‌سوزداین حرم مثل چادر زهراستکه در اینجا دوباره می‌سوزداین حرم مثل خیمه‌ی زینبکه در اوج شراره می‌سوزدسال‌ها بعد قدری آن سو‌ترچند قرآن پاره می‌سوزدمحمدحسین رحیمیاندرد دل ما بی تو فراوان شده آقادل‌ها همه امروز پریشان شده آقابد می‌گذرد زندگی مردم دنیابی تو همه‌ی سال، زمستان شده آقاای باب نجات همگان دست بجُنبانتو نیستی و بد شدن آسان شده آقاآرامش دنیای نفس گیر، کجاییبدجور جهان بی سر و سامان شده آقاحال دل بیچاره ما تا تو نباشیمانند بقیعی است که ویران شده آقاداده است به ما سوختگان جانِ دوبارهرویای بقیعی که چراغان شده آقاای کاش نمیریم و ببینیم که آنجاچون کرببلا یا که خراسان شده آقامجید لشکریپشت این پنجره هرچند که غم خواهم خوردبه ضریحی که ندارید قسم خواهم خوردبه ضریحی که ندارید قسم، آقایان! محشر از رفتن در نار قلم خواهم خوردتولیَت دست محبّان رضا می‌افتداز غذاهای پر از نور حرم خواهم خورداشک را با نفس لطف شما مثل شرابمعجزه کرده و از دست خودم خواهم خوردوسط صحن شما مست قدم خواهم زدجرعه در جرعه به هر صحن کرم خواهم خوردارزشم هست همان‌قدر که عاشق باشمنان سر سفره اگر گریه کنم خواهم خوردحال اگر مثل کبوتر بشوم خوشحالمدانه‌ی عشق، چه بسیار چه کم، خواهم خوردمهدی رحیمیاز بغض بقیع آسمان شاکی شداین بود که آب باعث پاکی شدیک سوم جسم هرکسی ازخاک استچون ثلث ائمه قبرشان خاکی شدانتهای پیام/r1386/p/s4, 35, 37/ct1
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار