۲۲:۳۹
دسته: فرهنگی
کد خبر: 26949901
تارهای درهم تنیده یک قالی‌

تارهای درهم تنیده یک قالی‌

تارهای درهم تنیده یک قالی‌
به اشتراک بگذارید:


نوشته علیرضا عزیزی
19، 20 سال پیش کتابی برای فروغ فرخزاد با نام «بار دیگر تولدی دیگر» منتشر کردیم و در آن مجموعه برای اولین بار کتاب همراه یک سی‌دی صوتی با موسیقی کیوان کیارس و صدای نیکی کریمی که اشعار را دکلمه کرده بود، منتشر شد. این کار بعدها با مجموعه‌های دیگری مانند «یک خیابان سهم یک افسانه نیست» در دهه 90 با موسیقی کارن همایونفر و صدا و دکلمه اندیشه فولادوند که شاعر و بازیگر است ادامه پیدا کرد.
اکنون هم مجموعه جدیدی به‌ نام «من، سهراب سپهری» که برگرفته از هشت‌ کتاب سهراب است و هشت عنوان کتاب، هشت عنوان آلبوم صوتی و موسیقی و هشت عنوان فیلم مستند است با آهنگ‌هایی از آهنگسازهای سینمایی کشور از احمد پژمان تا پیروز ارجمند، بهزاد عبدی و آریا عظیمی‌نژاد و با دکلمه کسانی چون فرخ نعمتی، امیر آقایی، امین تارخ، ژرژ پطرسی در دست داریم. در دسته‌بندی کلی مقایسه‌ای می‌توانیم داشته باشیم درباره اینکه کسی مانند اندیشه فولادوند که هم بازیگر بنامی است و هم در حوزه ادبیات شاخص است و ترانه بسیاری از خواننده‌ها را سروده، اجرای متفاوتی داشته است. کسی مانند او که به ادبیات مسلط است وقتی آلبومی را می‌خواند با توجه به اینکه شعر و ادبیات را می‌شناسد با لحن دیگری و با فضای دیگری ارتباط برقرار می‌کند. دوستانی هم داریم که سلبریتی هستند و بسیار موفقند و به‌طور مثال در مجموعه «من، سهراب سپهری» که بخشی از آن دکلمه اشعار است حضور دارند. قبلاً هم کسانی مانند خسرو شکیبایی این آثار را دکلمه کرده‌اند ولی با فضای متفاوت‌تری سعی کردیم از کسانی استفاده می‌کنیم که صداهای خاصی دارند و یک نوع تنهایی در صدایشان وجود دارد تا بتوانند آن فضای تنهایی که در شعرهای سهراب سپهری وجود دارد و عظمت و شکوه هم دارد و یأس‌آور نیست، منتقل کنند. امین تارخ مجموعه اشعاری از سهراب سپهری خواند به‌ نام «تنها تنهاست» که جرقه‌اش را هم زنده‌یاد عباس کیارستمی در ذهن من ایجاد کرد. محبوبیت یا سلبریتی بودن یا خوش‌صدا بودن یک بازیگر یا گوینده شرط لازم خوانش اشعار است اما کافی نیست و خوانش درست است که می‌تواند کار متفاوتی را به وجود بیاورد. ممکن است شخصی که مشهور و محبوب نیست صدایی داشته باشد که به کار بخورد. شاید مخاطب نداشته باشد اما باید برایش تبلیغ شود تا نتیجه بدهد. کاری مانند «من، سهراب سپهری» یک ناظر فنی می‌خواهد که به اشعار سهراب هم تسلط داشته باشد. برای ما زنده‌یاد افشین یداللهی این کار را انجام می‌داد. حتی برای کسی مانند ژرژ پطرسی که حرفه‌ای این کار بود و گویندگی و صداپیشگی شغلش بود با اینکه بیش از نیم قرن سابقه گویندگی داشت و عاشق سهراب سپهری و شعرهایش بود، ناظر فنی ما که بالای سر کار بود مشورت می‌داد که اشعار با چه لحنی ادا شوند.
فقط اعتبار آن گوینده و محبوبیت شخص لازم نیست و به طور مثال در کار آخر ما باید گوینده فضای تنهایی سهراب و شعرهایش را درک می‌کرد و بیان می‌کرد و کسی هم به‌عنوان کارشناس نظارت می‌کرد برای درست بودن این اشعار و خوانش آنها. اینها شرط‌هایی است که باید به دقت بررسی شود چون موسیقی و کلام و ادبیات باید مانند قالی درهم تنیده شود و کسی مانند رهبر ارکستر بالای سر مجموعه باشه که هیچ‌کس خارج از این مجموعه نزند و آن اتفاقی که باید در این مجموعه بیفتد.
از بین گویندگانی که برای دکلمه و خوانش اشعار با آنها همکاری کرده‌ام ژرژ پطرسی به نظرم کاری انجام داده که شنونده‌ها چیز دیگری از او خواهند شنید. شاید همه انتظار داریم صدای رابین هود را که نوستالژی همه ما بود از او بشنویم ولی تا نامش را در شناسنامه نبینید نمی‌توانید تصور کنید که او ژرژ پطرسی است. کار متفاوتی ارائه کرده و بسیار فنی و مسلط شعرهای سهراب را خوانش کرده است. او بسیار دلبسته سهراب سپهری است و در پشت صحنه اشک می‌ریخت به‌دلیل دلبستگی عمیقی که به سهراب داشت؛ بخصوص شعر «مرغ افسانه» سپهری را که درباره تنهایی است و بسیار متفاوت تنهایی را تصویر کرده پطرسی بسیار خوب خوانش کرده و بخوبی از عهده‌ا‌ش برآمده است.
یکی دیگر از گویندگان ما که می‌توانم او را هم به‌عنوان شاخص‌های خوانش شعر انتخاب کنم فرخ نعمتی بود. نکته عجیب این است که سال‌ها قبل که انتشارات دارینوش آلبومی از اشعار سهراب سپهری منتشر کرد قرار بود خسرو شکیبایی با فرخ نعمتی با هم این خوانش را انجام دهند. خسرو شکیبایی آن سال‌ها سلبریتی بود و ناشر تصمیم گرفت صدای شکیبایی تنها استفاده شود ولی عملاً کسی که خیلی دلبسته سهراب بود و خودش مجموعه را برای انتشار این آلبوم تشویق کرده بود فرخ نعمتی بود که ما از صدای او محروم شدیم. می‌توانم بگویم کار او در «من، سهراب سپهری» بسیار عجیب بود. او اشعار سهراب را حفظ است و با دقت و مسلط  کارها را اجرا می‌کرد و در یکی از آلبوم‌ها هم به‌عنوان کارشناس حضور داشت. خش و تنهایی صدایش و اینکه مسلط اجرا می‌کرد تا حدی که لازم نبود کسی روی کارش نظارت کند باعث می‌شود او هم یکی از انتخاب‌هایم باشد.
از بهروز رضوی هم می‌توانم نام ببرم. از او خواستیم مانند امین تارخ بخشی از تنهایی‌های سهراب را روایت کند. روایت کرد و وقتی من صدای او را شنیدم دیدم جا دارد یک آلبوم دیگر هم با صدای او تولید کنیم. آلبومی براساس کتابی به‌ نام «دایی جون سهراب» نوشته مهدی قرچه‌ داغی مترجم و خواهرزاده سهراب سپهری. دیدم حیف است که این کتاب توسط گوینده توانایی مثل رضوی که صدای متفاوتی با حس تنهایی دارد مرور نکنیم. او هم در این آلبوم بسیار متفاوت ظاهر شد.


مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار