۰۱:۵۷
دسته: فرهنگی
کد خبر: 26951535
● سعادت از نگاه امام حسین (ع)

● سعادت از نگاه امام حسین (ع)

به اشتراک بگذارید:
علامه محمدتقی جعفری
حضرت امام حسین(ع) در حساس‌ترین لحظات عمرشان و درباره عظیمترین حادثه تاریخ بر سعادت متذکر شده‌اند. فرهنگ ما مخصوصا فرهنگ ادبی ما و نیز مسائل اخلاقی مذهبی ما همه پر از کلمه سعادت است برای توضیح فرمایش امام حسین(ع)که بفهمیم سعادت یعنی چه ابتدا به این بحث می‌پردازیم. اکثر قریب به اتفاق مردم از کلمه سعادت یک مفهوم پایین و مبتذل را در نظر می‌گیرند و خیال می‌کنند که سعادت یعنی خوشگذراندن و در رفاه و آسایش غوطه‌ور شدن و به دنیا خندیدن. عجیب است که این مفهوم متاسفانه در ذهن اکثریت است یعنی وقتی که یک انسان معمولی درباره یک انسان دیگر می‌خواهد توصیف خوب بکند می‌گوید این شخص سعادتمند است. شما می‌دانید در تاریخی که ما پشت سرگذاشته‌ایم به سر انسانها چه آسیبها و ناگواریها که نیاورده است. این تصور وجود دارد بشری که بر مبنای خواسته‌هایش زندگی می‌کند و آن خواسته‌ها هم به او می‌رسد سعادتمند است اما کسی که به خواسته‌هایش نمی‌رسد بیچاره و بی‌نواست. هیچ کدام از موارد مزبور تعریف سعادت نیست اما سعادت چیست؟ چیست آن سعادتی که صاحبش اگر ثروت تمام دنیا را بدست بیارود یا شب با شکم گرسنه سر بالین بنهد برایش فرقی نکند. خود این سعادت چیست؟ چیست این مطلق؟ به طور کلی آن (مطلق) چیست که وقتی در درون انسان به وجود می‌آید زیبائی ظاهری در خدمت سیرت باطنی قرار می‌گیرد و در آن صورت آدم می‌فهمد: صورت زیبای ظاهر هیچ نیست
ای برادر سیرت زیبا بیار
انسان می‌فهمد که آن زیبایی و ثروت وسیله‌ای بیش نیست بطور مثال آن روز که در جلوی آینه موی سفید را می‌بیند که روی سرش پیدا شده است زندگی برای او تیره و تار خواهد شد در صورتیکه وقتی آن سعادت را بدست آورد اگر در یک روز تمام موهای سرش سفید شود چون در درونش آن مطلق به وجود آمده است سری با موی سفید و سری با موی مشکی هیچ تفاوتی نخواهد کرد و همیشه جوان خواهد بود. ممکن است بدن بگو ید من دیگر نمی‌توانم بیایم اما روح مثل یک آدم 20 ساله جوان است. اپیکوریکی از فلاسفه یونان بود که می‌گفت هدف از همه زندگی عبارت از لذت است. شما هم رفتید آن را دیدید و از عبارت او خوشتان آمد و هنگامیکه از شما پرسیدند فراموش کردید که سعادت معنای دیگری دارد. اگر لذت، سعادت می‌آورد جلادان تاریخ از ریختن خون انسانها لذت می‌بردند اگر چنین باشد پس تیمور لنگ لذت برده است. حجاج بن یوسف ثقفی لذت برده است. عمر بن سعد لذت برده است، عبید‌الله بن زیاد لذت برده است. اما چگونه به اولاد آدم تعلیم دهیم که اینکه لذت یعنی سعادت اشتباه است؟ می‌توان گفت منابع اسلامی ما سعادت را طوری دیگر معنا می‌کند و دیگران از غربیها هم وقتی سعادت را معنا می‌کنند سخنانشان نوسان دارد ولی تقریبا مسئله را در اینجا ختم می‌کنند که احساس رضایت در زندگی بدون فضیلت فریباست و سعادت حقیقی نیست. بسیاری از آنان این مطلب را گفته‌اند و کانت یکی از آنهاست؛ مرگی که حیاتم او را برای من شکوفا می‌کند سعادت است چون بار درخت زندگی من این مرگ است.
این جهان هم چون درخت است‌ای کرام
ما بر او چون میوه‌های نیم خام
سخت گیرد خام‌ها مر شاخ را
زان که در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان
سست گیرد شاخه‌ها را بعد از آن
چون از آن اقبال شیرین شد دهان
سست شد بر آدمی ملک جهان
سعادت از آن انسانی است که از این معنا آگاه است که در جهانی زندگی می‌کند که این جهان هدفدار و عبث و بیهوده نیست عقل و وجدان به او داده شده است و او بایستی ارتباطهای چهارگانه خود را تنظیم و اصلاح کند:
- ارتباط با خویشتن
- ارتباط با خدا
- ارتباط با جهان هستی
- ارتباط با همنوعان
اگر انسان با این علم و با این معرفت در گذرگاه هستی پیش برود هر موقع بگویند: الان می‌خواهیم تو را از اینجا برداریم و وارد ابدیت کنیم، آیا آماده‌ای؟ می‌گوید: بلی. این را سعادت می‌گویند یعنی به ابدیت معتقد باشد. معتقد باشد که از جای بزرگی آماده است یک حکمت بزرگی او را فرستاده و نیز بداند که به سوی مکان خیلی معناداری به نام ابدیت حرکت می‌کند. من آماده‌ام تا بروم یعنی چی؟ تا آنجا که از دستم برآمده است تکلیف و وظیفه‌ام را انجام داده و در ارتباط‌های چهارگانه هم کار کرده ام. سعادت یعنی همیشه انسان خود را در مرز طبیعت و ماورای طبیعت احساس کند.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار