۱۷:۰۲
منبع: ایرنا
دسته: فرهنگی
کد خبر: 26961888
جستجوی معنای زندگی کار انسان‌های دیوانه یا خنده‌دار است

جستجوی معنای زندگی کار انسان‌های دیوانه یا خنده‌دار است

تهران-ایرنا- معنای زندگی موضوع مناسبی برای آدم‌های دیوانه یا خنده‌دار است،‌تری ایگلتون امیدوار است او را جزو آدم‌های خنده‌دار بشناسیم.
به اشتراک بگذارید:

 ایگلتون در کتاب «معنای زندگی» مخاطب خود را با این چالش‌های متعددی روبرو می‌سازد مثلا در همان بدو امر او را در برابر این پرسش قرار می‌دهد که آیا جستجوی معنای زندگی پرسش و جستجوگری‌ای اصیل است یا این کار فقط در ظاهر کار عمیق و جدی است؟ این فیلسوف سپس برای آنکه نشان دهد مقصودش از پرسش اصیل چیست، پای یک مقایسه را پیش می‌کشد و می‌پرسد، آیا پرسش از معنای زندگی مشابه این سوال است که پایتخت آلبانی کجاست؟ وی ادامه می‌دهد شاید پرسش از معنای زندگی می‌تواند مشابه این سوال باشد که «هندسه چه مزه‌ای است؟» ایگلتون با طرح این پرسش‌ها مخاطب خود را نسبت به جستجوی معنای زندگی دغدغه‌مند و جدی می‌کند و مانع از ان می‌شود که خواننده سطحی و مبتذل شود و تصور کند کتابی همانند کتاب‌های روان‌شناسی زرد در دست دارد.

این فیلسوف در همین رابطه دیدگاه برخی فلاسفه را یادآور می‌شود که از نظر آنها همین که ما «درباره» زندگی حرف می‌زنیم در حقیقت به آن معنا می‌دهیم و زندگی به خودی خود معنا ندارد! اما تری ایگلتون سیر اندیشه ورزی خود را متوقف نمی‌کند و به طور پیاپی سوالات جدی‌تری را بیان می‌کند و می‌پرسد «چرا اساسا به جای آنکه چیزی وجود نداشته باشد، چیزی وجود دارد که ما درباره آن حرف بزنیم؟» این سوال ایگلتون کوبنده و بهت‌آور است و هر مخاطبی را برای لحظاتی چند شوکه می‌کند و احتمالا مخاطب از خود می‌پرسد چرا باید درباره زندگی حرف بزنیم، در حالیکه اگر وجود نداشت، چنین نبود؟!

این فیلسوف چپ‌گرا در ادامه از هایدگر نام می‌برد که به شکل عجیبی مترصد آن بود تا معنای «هستی» را دریابد. به زعم ایگلتون، هایدگر این پرسش جدی را مطرح می‌کند که «اصولا چرا چیزها وجود دارند؟» اما در ادامه همین مباحث ایلگتون طرحی بحث را از ویتگنشتاین یادآور می‌شود که نشان می‌دهد چطور برخی پرسش‌ها ما را فریب می‌دهند، او با ذکر نمونه‌هایی جذاب نشان می‌دهد که چگونه برخی تعابیر تنها از نظر دستوری پرسش هستند اما در حقیقت پاسخ روشنی ندارند!

ایگلتون سپس نشان می‌دهد چطور این مباحث ما را از رسیدن به پاسخ معنای زندگی باز می‌دارد اما در این میان خواننده خود را مایوس نمی‌کند و می‌نویسد: «حتی قابل درک است که ندانستن معنای زندگی، خود بخشی از معنای زندگی است... شاید زندگی از غفلت ما از معنای حقیقی آن ادامه می‌یابد.» وی سپس دیدگاه نیچه را یادآور می‌شود می‌گوید: «از دیدگاه نیچه در کتاب زایش تراژدی، معنای حقیقی زندگی وحشتناک‌تر از آن است که بتوانیم با آن روبرو شویم و به همین دلیل است که برای تحمل آن به توهمات آرامبخش نیازمندیم؛ آنچه زندگی نامیده می‌شود صرفا یک داستان ضروری است. بدون افزودن مقداری خیال واقعیت توقف خواهد کرد.» ایگلتون یادآور می‌شود زبان باعث می‌شود ما بتوانیم موقعیت کلی خود را درک کنیم. وی نشان می‌دهد که جستجوی معنای زندگی برای انسان یک امکان دائمی بوده و هست.

تری ایگلتون می‌گوید جریان‌های مدرنیستی اینطور القا کردند که وجود انسان تصادفی است و همین طرز تلقی باعث شد زمین زیر پای ما سفت نباشد و انسان مدرن همواره نگران نیستی و نابودی و مرگ باشد وی ادامه می‌دهد تا پیش از این انسان همواره دلیلی برای وجود خود داشت؛ یعنی خدا. وی نشان می‌دهد تامل درباره اینکه زندگی هریک ما می‌تواند معنای منحصر بفرد خود را داشته باشد در زندگی پیشامدرنی وجود نداشته است. در همین رابطه ایگلتون به مرور دیدگاه هایدگر یادآور می‌شود که «انسان‌های پیشامدرن کمتر از انسان‌های مدرن، زیر سیطره پرسش معنای زندگی قرار داشتند، چرا که نه تنها باورهای دینی آن مهیای این پرسش نبود، بلکه تجارب اجتماعی آنان نیز چندان معضل آفرین نبود. در چنین شرایطی کمابیش معنای زندگی همان چیزی بود که گذشتگان انجام می‌دادند و میراث‌های اجتماعی کهن از آنها طلب می‌کرد. از کتاب۴۰»

این منتقد جریان پست مدرن در کتاب خود از طعنه و کنایه‌زدن به این نحله دست بر نمی‌دارد و برای نمونه در جایی از کتابش می‌نویسد: «بعید است لاک‌پشت‌ها، فرورفته و در لاک خود به فکر موقعیت لاک‌پشتی‌شان باشند. به این تعبیر لاک پشت‌ها تا حدود زیادی شبیه پسامدرنیست‌ها هستند، که به همان اندازه با فکر موقعیت انسانی بیگانه‌اند. از کتاب صفحه ۳۵.» وی در همین رابطه ادامه می‌دهد دنیای کنونی از انسان می‌خواهد به چیزهای کوچک در زندگی فکر کنند. به عقیده ایگلتون جنبه نمادین انسان در دوران مدرن رنگ باخته و میلیون مرگ غیرلازم اتفاق افتاده است به همین دلیل انسان دائم به دنبال کشف معنای از دست رفته زندگی است.

این فیلسوف در ادامه با نازک بینی اعجاب گونه‌ای واقعیات زندگی مدرن را مرور کرده و نشان می‌دهد بشر امروز چگونه با چیزهایی سطحی مانند کلاس‌های روان درمانی، همایش‌های رازهای موفقیت، گردشگری و حتی فوتبال خودش را سرگرم درکی دم دستی از معنای زندگی کرده است. دیدگاه ایلگتون درباره فوتبال در انگلستان و اشتیاق مردان به تماشای آن تامل برانگیز است. وی در همین رابطه می‌نویسد: «ورزش در بریتانیا مخصوصا فوتبال، جایگزین همه آن آرمان‌های اصیل شده است؛ ایمان دینی، حاکمیت ملی، شرافت شخصی و هویت قومی- که مردم طی قرون آماده بودند، جان خود را برای‌شان فدا کنند- فوتبال دربرگیرنده وفاداری‌ها و رقابت‌های قبیله‌ایریال آیین‌های نمادین، افسانه‌های حیرت‌انگیز، قهرمانان شمایلی، نبردهای حماسی، زیباشناسی، موفقیت‌های جسمانی، رضایت فکری، نمایش‌های تعالی بخش و حس تعلق شده است. بدون این ارزش‌ها بدون تردید زندگی برای بسیار توخالی خواهد بود.»

کتاب «معنای زندگی» چهار فصل دارد. «پرسش‌ها و پاسخ‌ها»، «مساله معنا»، «کسوف معنا» و در نهایت فصلی با عنوان  « آیا زندگی همان چیزی است که می‌سازیدش؟» عناوین این فصل‌ها هستند. این کتاب ۲۲۴ صفحه دارد و عباس مخبر مترجم آن بوده که نشر آگاه آن را منتشر کرده است.

مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار