۲۳:۵۶
منبع: انتخاب
دسته: فرهنگی
کد خبر: 26966019
یادداشت‌های علم، پنجشنبه 18 مهر 1353: شاه: «من که نمی‌توانم بگویم جلوی کثافت‌کاری دیگران را می‌گیرم ولی خواهرم هر … می‌تواند بخورد»

یادداشت‌های علم، پنجشنبه 18 مهر 1353: شاه: «من که نمی‌توانم بگویم جلوی کثافت‌کاری دیگران را می‌گیرم ولی خواهرم هر … می‌تواند بخورد»

والاحضرت اشرف در یک معامله زمین شرکت کرده‌اند که ناباب و ناپاک از آب درآمده باعث کدورت خاطر شاه شده. فرمودند: «به خواهرم بگو شما چه لزومی دارد از یک طرف در کارهای کثیف شرکت بکنید و از طرف دیگر بنیاد اشرف پهلوی درست کنید؟ آخر این چه حرکاتی است که می‌کنید؟ بر فرض بنیاد اشرف درست کردید، مردم نخواهند پرسید که شما فلان مبلغ را از کجا آورده‌اید؟ چرا این‌قدر مرا ناراحت می‌کنید؟ من که همه چیزم را وقف بر کشور کرده‌ام. به هر صورت این معامله باید لغو و اقاله شود، هر قدر برای شما ضرر داشته باشد. من که نمی‌توانم بگویم جلوی کثافت‌کاری دیگران را می‌گیرم ولی خواهرم هر … می‌تواند بخورد.»
به اشتراک بگذارید:

شاه: «من که نمی‌توانم بگویم جلوی کثافت‌کاری دیگران را می‌گیرم ولی خواهرم هر... می‌تواند بخورد»

 

پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند

به گزارش انتخاب، در خاطرات علم آمده است:

صبح شرفیاب شدم، مسئله کردستان را عرض کردم. فرمودند: «بلی متاسفانه عراقی‌ها به کردها شکست سختی دادند، ولی حالا ما توپ‌های دورزن و همچنین موشک ضدتانک برای آن‌ها فرستادیم. فکر می‌کنم تا چند روز دیگر عراقی‌ها را عقب بنشانند ولی به هر صورت این کار روس‌هاست نه عراقی‌ها که به کردها شکست می‌دهند.»

راجع به کیسینجر از هر حیث روزنامه‌های آمریکا غزل بی‌وفایی را شروع کرده‌اند. عرض کردم: «مثل این است که ستاره‌اش رو به افول گذاشته.» فرمودند: «به نظر من هم همین‌طور می‌رسد. کسی که از خودش این‌قدر راضی است همین‌طورها می‌شود.»

والاحضرت اشرف در یک معامله زمین شرکت کرده‌اند که ناباب و ناپاک از آب درآمده باعث کدورت خاطر شاه شده. فرمودند: «به خواهرم بگو شما چه لزومی دارد از یک طرف در کارهای کثیف شرکت بکنید و از طرف دیگر بنیاد اشرف پهلوی درست کنید؟ آخر این چه حرکاتی است که می‌کنید؟ بر فرض بنیاد اشرف درست کردید، مردم نخواهند پرسید که شما فلان مبلغ را از کجا آورده‌اید؟ چرا این‌قدر مرا ناراحت می‌کنید؟ من که همه چیزم را وقف بر کشور کرده‌ام. به هر صورت این معامله باید لغو و اقاله شود، هر قدر برای شما ضرر داشته باشد. من که نمی‌توانم بگویم جلوی کثافت‌کاری دیگران را می‌گیرم ولی خواهرم هر... می‌تواند بخورد.» در دلم به شاه آفرین گفتم. حالا مطلب را من چه جور برسانم، آن دیگر گرفتاری من است!

باز در خصوص سلامتی شاهنشاه مذاکره شد. عجیب است که شاه نگران هستند. عرض کردم: «قطعا گزارش می‌رسد و هیچ نگرانی ندارد، ولی نگرانی اساسی ناراحتی شماست. من فکر کرده‌ام اجازه بفرمایید صریحا به عرض علیاحضرت شهبانو برسانم که شاهنشاه واقعا در پایان هفته احتیاج به آسایش کامل دارید و باید دست از شما بردارند. بر فرض علیاحضرت خیلی عصبانی شدند، مرا مرخص خواهند فرمود و اگر پیش رفت که چه بهتر.» فرمودند: «ابدا! هیچ همچو چیزی لازم نیست.» عرض کردم: «همین‌طور می‌خواهید ناراحت بمانید؟ اقلا این‌قدر به شاهنشاه فرصت نمی‌دهند لااقل در پایان هفته‌ها هرکس میل دارید حضورتان بیاید.» فرمودند: «چه باید کرد؟ باید ساخت.»

سر ناهار رفتم. [برونو] کرایسکی، نخست‌وزیر سوسیالیست اتریش، مهمان شاهنشاه بود. صحبت از وضع سخت اروپا و انتخابات فردای انگلیس که پیش‌بینی می‌شود حزب کارگر ببرد. در مورد گرانی نفت و مشکل دنیا و انفلاسوینی [تورم] که به گرانی نفت نسبت می‌دهند باز شاهنشاه از تز خود دفاع می‌فرمودند که «نسبت به گرانی موادی که شما غربی‌ها به ما می‌دهید، باز هم باید ما نفت را گران‌تر بکنیم، ولی من این پول را در گردش می‌اندازم، یعنی در اثر خریدهای خودم به شما بازمی‌گردانم. اما عرب‌ها محلی ندارند که این پول را خرج بکنند و به حرف من هم گوش نمی‌دهند که از طریق بین‌المللی آن را قرض بدهند. فعلا گرفتاری این است.» او هم تصدیق می‌کرد و صحیح هم هست.

...

مجله نیوزویک آمریکایی مقاله بسیار خوبی درباره شاهنشاه ایران نوشته، ولی گوشه‌هایی هم در مورد پلیس مخفی ما و غیره دارد. تمثال مبارک را هم پشت جلد گذاشته که البته مهم است. پرسیدم: «در جراید منعکس شود؟» فرمودند: «بشود، ولی به رسول پرویزی بگو بعضی نکات آن را تخطئه نماید، بلکه شدیدا حمله کند و همزمان منعکس گردد و بگوید معلوم می‌شود کون شما از مسئله نفت زیاد سوخته که پیش روس‌ها به ما حمله کرده‌اید. چرا شما تصور می‌کنید هرکس نوکر شما نیست علیه شماست؟ چرا خرید ۲۵ درصد کمپانی کروپ آلمان شما را این‌قدر دستپاچه کرده؟ کی تعداد افراد ساواک ۶۰ هزار نفر است؟ که این تعداد را به شما گفته؟»

لینک کوتاه
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

شاه: «من که نمی‌توانم بگویم جلوی کثافت‌کاری دیگران را می‌گیرم ولی خواهرم هر... می‌تواند بخورد»

 

پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند

به گزارش انتخاب، در خاطرات علم آمده است:

صبح شرفیاب شدم، مسئله کردستان را عرض کردم. فرمودند: «بلی متاسفانه عراقی‌ها به کردها شکست سختی دادند، ولی حالا ما توپ‌های دورزن و همچنین موشک ضدتانک برای آن‌ها فرستادیم. فکر می‌کنم تا چند روز دیگر عراقی‌ها را عقب بنشانند ولی به هر صورت این کار روس‌هاست نه عراقی‌ها که به کردها شکست می‌دهند.»

راجع به کیسینجر از هر حیث روزنامه‌های آمریکا غزل بی‌وفایی را شروع کرده‌اند. عرض کردم: «مثل این است که ستاره‌اش رو به افول گذاشته.» فرمودند: «به نظر من هم همین‌طور می‌رسد. کسی که از خودش این‌قدر راضی است همین‌طورها می‌شود.»

والاحضرت اشرف در یک معامله زمین شرکت کرده‌اند که ناباب و ناپاک از آب درآمده باعث کدورت خاطر شاه شده. فرمودند: «به خواهرم بگو شما چه لزومی دارد از یک طرف در کارهای کثیف شرکت بکنید و از طرف دیگر بنیاد اشرف پهلوی درست کنید؟ آخر این چه حرکاتی است که می‌کنید؟ بر فرض بنیاد اشرف درست کردید، مردم نخواهند پرسید که شما فلان مبلغ را از کجا آورده‌اید؟ چرا این‌قدر مرا ناراحت می‌کنید؟ من که همه چیزم را وقف بر کشور کرده‌ام. به هر صورت این معامله باید لغو و اقاله شود، هر قدر برای شما ضرر داشته باشد. من که نمی‌توانم بگویم جلوی کثافت‌کاری دیگران را می‌گیرم ولی خواهرم هر... می‌تواند بخورد.» در دلم به شاه آفرین گفتم. حالا مطلب را من چه جور برسانم، آن دیگر گرفتاری من است!

باز در خصوص سلامتی شاهنشاه مذاکره شد. عجیب است که شاه نگران هستند. عرض کردم: «قطعا گزارش می‌رسد و هیچ نگرانی ندارد، ولی نگرانی اساسی ناراحتی شماست. من فکر کرده‌ام اجازه بفرمایید صریحا به عرض علیاحضرت شهبانو برسانم که شاهنشاه واقعا در پایان هفته احتیاج به آسایش کامل دارید و باید دست از شما بردارند. بر فرض علیاحضرت خیلی عصبانی شدند، مرا مرخص خواهند فرمود و اگر پیش رفت که چه بهتر.» فرمودند: «ابدا! هیچ همچو چیزی لازم نیست.» عرض کردم: «همین‌طور می‌خواهید ناراحت بمانید؟ اقلا این‌قدر به شاهنشاه فرصت نمی‌دهند لااقل در پایان هفته‌ها هرکس میل دارید حضورتان بیاید.» فرمودند: «چه باید کرد؟ باید ساخت.»

سر ناهار رفتم. [برونو] کرایسکی، نخست‌وزیر سوسیالیست اتریش، مهمان شاهنشاه بود. صحبت از وضع سخت اروپا و انتخابات فردای انگلیس که پیش‌بینی می‌شود حزب کارگر ببرد. در مورد گرانی نفت و مشکل دنیا و انفلاسوینی [تورم] که به گرانی نفت نسبت می‌دهند باز شاهنشاه از تز خود دفاع می‌فرمودند که «نسبت به گرانی موادی که شما غربی‌ها به ما می‌دهید، باز هم باید ما نفت را گران‌تر بکنیم، ولی من این پول را در گردش می‌اندازم، یعنی در اثر خریدهای خودم به شما بازمی‌گردانم. اما عرب‌ها محلی ندارند که این پول را خرج بکنند و به حرف من هم گوش نمی‌دهند که از طریق بین‌المللی آن را قرض بدهند. فعلا گرفتاری این است.» او هم تصدیق می‌کرد و صحیح هم هست.

...

مجله نیوزویک آمریکایی مقاله بسیار خوبی درباره شاهنشاه ایران نوشته، ولی گوشه‌هایی هم در مورد پلیس مخفی ما و غیره دارد. تمثال مبارک را هم پشت جلد گذاشته که البته مهم است. پرسیدم: «در جراید منعکس شود؟» فرمودند: «بشود، ولی به رسول پرویزی بگو بعضی نکات آن را تخطئه نماید، بلکه شدیدا حمله کند و همزمان منعکس گردد و بگوید معلوم می‌شود کون شما از مسئله نفت زیاد سوخته که پیش روس‌ها به ما حمله کرده‌اید. چرا شما تصور می‌کنید هرکس نوکر شما نیست علیه شماست؟ چرا خرید ۲۵ درصد کمپانی کروپ آلمان شما را این‌قدر دستپاچه کرده؟ کی تعداد افراد ساواک ۶۰ هزار نفر است؟ که این تعداد را به شما گفته؟»

مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار